نطق انتخاباتی شاه قلی به عنوان کاندید شورای شهر

بسم الله الرحمن الرحیم

 اول از همه بوسه می زنم بر دست و پا و چشم و چال گیلانغربی ها ، و باز هم بوسه بر حلق و لپ و گوش و بینی گیلانی ها و ایضا درود  بر هر چه گیلانغربی است....(تشویش و هیاهوی حضار)ای همشهری بیا دست در دست هم  بدهیم (البته مردها با هم و زنها باهم دست در دست هم دهند تا خدای نکرده مشکل شرعی ایجاد نشود ) انگاه شهر را نجات دهیم.امروز شهر در لبه ی پرتگاه سقوط قرار گرفته است و چه بسا سقوط  هم کرده و ما گرمیم و  خیون ه مان  گرمه  و نمی فهمیم.

از قدیم گفته اند قلم کم حرف، عمرش طولانی است. اما من که آرزوی بزرگی ندارم و به قول معروف آردهایم را بیخته ام آمده ام تا ناگفتنی ها را بازگو کنم اول از همه به همه کاندیدهای دیگر هشدار میدهم سعی کنید از همین ابتدای کار ، هوای وبلاگ نویسها رو داشته باشید. چون بیشتر تنش ها و چالش ها رو  وبلاگ نویسایی مثل من ایجاد می کنن لذا سعی نکنید سر به سرم بگذارید !!! دوما وقتی کارت تبلیغی پخش می کنید با توجه به جمعیت غالب کانیداها نسبت به عامه اول از طرف سئوال کنید که خودش کاندید هست یانه بعد هم دقت کنید کارت تبلیغات کاندیداتوری خودتان را بدهید چون دیروز یک نفر از کاندیدها که میخواست دزدکی و با تردستی دور از چشم بقیه کارت تبلیغیش را تو جیب من بگذارد ، کارت تبلیغات تخلیه چاه و لوله فاضلاب بازکنی ( که تبلیغ شغلش بود) را در جیب مبارکه ما گذاشت و ما هم بالاتر از کارت تبلیغ همه کاندیدها نگهداری می کنیم که شاید یه روز برای تخلیه چاه دستشویی مان به درد خورد .

سوم اینکه واقعیت ها را در عکس هایتان وارونه نشان ندهید و خودتان را جان برکف معرفی نکنید و الی شخص شخیص گل آقای گیلانغرب دست انداز های هوشمندی در مسیر انتخابتان ایجاد می کند که نگو و نپرسبه گونه ای که عقل هیچ یک از طوایف جن به آن نرسیده و نخواهد رسید. چون با تبلیغات غیر واقعی زحمات دیگرعزیزان مثل بنده ( اشاره شاه قلی به خودش ) از بین می رود و نخبه کشی می گردد و چون ممکنه دکترای شهرسازی و مهندسین اونور آبی نخبه هامونو بدزدند نباید کاری کنیم که ما باعث فراهم اوردن اسباب فرار مغزاشون بشیم.( غیر از همان تخلیه چاه کنی )

 چهارم اینکه الان شروع نکنید به مردمی شدن و مقاله در کردن از خودتون که ای مردم من بهترینم، من همه اش کار کردم، من فلانی هستم فامیل فلانی، میمیرم برای مردم محروم و مستضعف و قص علی هذا البته با چاشنی شام و ناهار و .... چون مردم خودشان هفت خط روزگارند و می دانند کی خوب و کی بد هست لذا هشدار میدهم یهو قاطی نکیند برید وعده ای بدید که مربوط به شورای شهر نیست و نرید بگید که استاندار عوض می کنم و رئیس جمهور میارم و مشکل خشکسالی رو برطرف می کنم چون امید بخشیدن بی هدف به مردم مثل آب دادن به گلهای کاغذی است از ما گفتن بود . ( هورای مردم – هورایی که عقل از سر این بی عقل پراند )

شاه قلی در ادامه ضمن فراموش کردن همه مطالب بالا در حالی که جو گیر شده بود و در این مواقع یعنی وقتی که کاسه سرش داغ می شود، باید افکارش را فوت کرد گفت : لودر دستگاه خوبی است و با آن میشه دهن تمام جهان کفر را با خاک پر کرد.

شاه قلی که از شدت عصبانیت رنگ چهره اش عین سرخ پوست ها شده بود در ادامه افزود: امروز تمام شهرهای دنیا دارد به سمت اون وری می رود و ما داریم از اینوری می رویم ! ( در این هنگام که دست های شاه قلی به طرفین  باز شده بود مردم فکر میکردند این لوطی مثل کارتون بابل هوایی میخواهد پرواز کند ) وی با مفانن ادامه داد واقعا ما داریم به کجا می رویم؟؟؟امروزه تمام شهرداران بزرگ دنیا معتقدند که فضای خیابانهای شهری باید فراخور اقتضائات جمعیتی و تعداد خودرو منبسط و منقبض شود ولی ما در گیلانغرب عکس ان را می بینیم !!!یعنی اینکه فقط منقبض می شود. چرا باید جوان ما که اه در بساط ندارد که با ان سودا کند و با قرض و بدبختی یک پراید خریده هم مال و هم جان خود را در این خیابانهای نوبر از دست بدهد ؟؟؟این یک فاجعه است ما داریم به کجا می رویم؟؟؟(جلب نظر جوانان راننده گیلانغرب)

از لحاظ فرهنگی ما در یک انحنای بغرنج زمانی و مکانی در کنار شهر سرپل ذهاب قرار گرفته ایم.اتوبوس واحد تمدن و ترقی به راه افتاده و ما یک پایمان لای درش گیر کرده و بقیه مان هم دارد دنبالش لی لی می کند.این الان وضعیت ماست.مردم مایوس و نا امید و معتاد شده اند.اما اصل مطلب این است که شادی و نشاط  از شهر رخت بربسته و اوضاع شهر تیره و تار است. کسی از مسئولین جوابگو نیست فی المثل بنده رفتم نمایندگی سایپا به مسئولش میگم فرمون ماشین زیاد صدا میده، چه کار کنم؟ میگه صدای ضبط رو زیاد کن. از آن روز به بعد  لب هایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده اند چرا باید با دیدن قبض آب، برق از سرمان بپرد طوری که موهای سرمان را که از شدت تعجب سیخ شده اند  با لاوه لاوه  سشوار بخوابانیم ، فقر بیداد می کند اینروزا آدم جرات نمیکنه با کسی درد دل کنه! یارو تا ثابت نکنه ازتو بدبختتره ولت نمیکنه با این وضعیت ما داریم به قهقرا می رویم...

اما ای عزیزان من (هیاهو و تشویق حضار)                  

شعار من«« می تراکنمت ای شهر»» بوده و هست.با این همه پتانسیل بالا و  وجود این همه جوان وچیز و میز و منابع و غیره که در اختیار داریم می توانیم بترکانیم و لازم نیست برای باز شدن بخت گیلانغرب کلید ساز بیاوریم...

اگر بنده پیروز این انتخابات باشم قول می دهم که بترکانم و اوضاع را کلا کن فیکون کنم..کل وضعیت شهر را یه سروسامان  حسابی در حد تیم ملی البته تیم والیبال و نه فوتبال که همش می بازد و ابروی ورزش را برده است میدهم .زنگ می زنم به دوستان خارج از گیلانغربم تا بیایند و یک طرح اساسی و عمرانی برای گیلانغرب بدهند تا جیگر معابر و سطح شهر حال بیاید اصلا چه معنی دارد بعضی از خیابان ها دو طرفه اند و بعضی یک طرفه اما خیابان بی طرف نداریمکاری می کنم زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام .کاری می کنم حالا که انتخابات در فصل گرما برگزار می شه پشه ها به جای اینکه خون تان رو بمکن، بیان چربی های اضافه بدن تان رو بمکند به جهت رفاه حال و آرامش همشهریان عزیز بوق زدن ممنوع باشه و رانندگان مجبور باشند به جای بوق ماشین شون را بذارند رو ویبره شهر از بس تمیز باشه تو عزیزی که داری به این سخنرانی گوش میدی سایه ات را سفید ببینی،  کشاورزان عزیز درخت خرما و گردو رو پیوند بزنند و خرما گردویی تحویل بگیرند ، تو این اوضاع وخیم اقتصادی هر گاوزلکی وارد خونه ت شه در جا تبدیل بشه به یه تراول 50 تومنی ، بله دوستان تا امروز یا صدای ما ضعیف بوده  است و یا  گوش دست اندرکاران کیپ ولی با گفتمان گورا ( بزرگ)با مسئولین این کارها شدنی است وکاری را که میشود با مزاکره و گفتمان انجام داد چرا با کوفتمان حل کنیم.

برای بالا بردن روحیه شادابی و نشاط دستور می دهم یک چرخ و فلک بسیار بزرگ در ناودار قروتک احداث شود تا جوانان بروند خوشحال باشند.

ضمنا با مسولان خارج از گیلانغرب رایزنی می کنم تا بودجه شهر را افزایش دهند. اصلا کاری می کنم تمام بودجه کشور را به شهر ما اختصاص بدهند(جو گیر شدن در حد غیر قابل تصور)!!!! کاری می کنم که اگر جوانی رفت داروخونه و گفت پماد ضد خارش میخوام, یارو زیر لب نگه نیگا جوونای این مملکت حال ندارن خودشونو بخارونن، کاری میکنم که قیمت نون سنگک با ویندوز 7 ، یکی نباشه . سپس ادامه داد ما این همه بیکار داریم که در مواقع بیکاری مشغول قتل عام ایام هستند و کسی به دستگیریشان نمی رود و با انگشت به جوانان حاضر اشاره و گفت اون هایی که شما را آدم حساب نمی کنند , ریاضی بلد نیستند در اینجا شاه قلی در جواب یکی از حضار که گفت شما خودتان هم دارید شعار دروغ می دید چنان ناسزایی گفت که حتی روزنامه ی پرتیراژ صبح هم روش نمی نشه آن را بکند تیتر درشت و گفت : اصولا من اگر دروغ هم بگویم نشانه اینکه آدم بدی هستم ،نیست , چون میدانم حقیقت تلخ است , لذا نمی خواهم باعث اوقات تلخی شما مردم همیشه در صحنه شوم.

یکی از حضار پرسید : راهکار شما برای بیکاری جوانان چیست و اینکه از قبل ان درآمدی داشته باشند ؟

شاه قلی گفت : عرض کنم خدمتتان تو ایران یه 10 دلاری بیفته رو زمین تا خم شی برشداری 1000 تومن سود کردی،  راه حل من برای جوانان این است یک 10 دلاری گیر بیارن و هی بندازند  رو زمین وخم شوند بردارند تا آخر شب بدون پینه بستن دست و خستگی زیاد  1 میلیون کاسبند.

حضار که بعد یه عمر سینما رفتن آخرش نفهمیده بودند دسته های صندلی ماله خودشونه یا بغل دستیشوندیدند سینمای بی پولی است پرسیدند نظر شما در خصوص اولین و کوچکترین اجتماع یعنی خانواده چیست ؟
و شاه قلی که خودش در میان جمع و روحش پشت میز شورا بود و اصولا سئوالهای خام به مغزش صدمه می زند
گفت :خانواده یعنی پیدا کردن نیمه گمشده انسان و اونایی که دو یا سه تا زن میگیرن یعنی به جز نیمه گمشده وقت اضافه و پنالتی هم داشتن ؟؟؟( هورای جوانان که معمولا از این بحث ها به وجد می ایند )

شاه قلی که دید اوضاع وخیم است برای اینکه بحث را عوض کند گفت : اجازه بدید در اینجا ضمن هشدار به کاندیداهای محترم جهت عدم مراجعه به منازل مردم و پاتک  خانه به خانه خاطره ای از یکی از دوستان را نقل کنم که خالی از لطف نیست : یکی از دوستان نقل کرد که همگی جمع شدیم که برویم برای تبلیغ انتخابات شورا، تا همراه با کاندیدای ایل و تبارم به خانه ای پاتک بزنیم و از رقیبمان جانمانیم.

 ممو گل مراد بزرگ دودمانمان که سن و سالی از او گذشته بود گفت:باید شبانه به خانه ی قیطران برویم اگر نرویم گلایه می‌کند و رای هم نخواهد داد.

 من که خود را درس خوانده و تحصیل کرده می دانستم گفتم : ممو گل مراد الان دیر وقت است و ساعت از ۲ نیمه شب گذشته است.

ممو گل مراد که تجربه چند دوره انتخابات شورا را داشت گفت:پسرم تبلیغات شب و روز نمی‌شناسد تا صبح ۲۰۰ خانه باید برویم وقت ضیق است .

 ساعت ۲/۵ شب به درب خانه مشهدی قیطران رسیدیم دیدیم در خانه اش همچون دهان مرده ای نیمه باز است .
 سرزده و بی خبر وارد شدیم و گویا سه نفر هم خوابیده اند. چند دقیقه ای نشستیم دیدیم خبری نشد. مشهدی گل مراد پتو را از سر قیطران کشید و قیطران سراسیمه از خواب پرید و فریاد زد: بسم الله بسم الله  یا  خدا  جن

 عمو گل مراد گفت : بن  گیاند  بوریید  قیطران  خوه مانیم و علی  خوفناک داری  کردیم  نترس مائیم و همراه فلانی برای رای شورا آمدیم . بالاغیرتان یادت نره تک رای !!!! مبادا شاه قلی پیروز شود.

 قیطران که هنوز خواب آلود بودو نمی‌دانست چه خبر شده کمی‌خودش را  آژاژگی داد و یک دفعه مثل ببر زخمی داد زد فلان فلان شده‌ها نمی‌شد فردا می‌آمدید من که فرار نمی‌کردم فکر کردم خبر مرگ پسرم براتعلی که در تهران کار میکند راآورده اید !!!! و خوابی را من چند لحظه پیش از او دیدم تکمیل کرده اید!!! لاالله الا الله .

 در ادامه به طرف یک پمپ سم پاش کشاورزی که گوشه اتاق بود دوید و با باز کردن سم به روی ما گفت از امشب به بعد قبل از خواب سم شورا می پاشم  همه ما در خالی که شده بودیم  بی ل ه  سفید سر افکنده برگشتیم نه تنها نتوانستیم رای قیطران و اقوامش را بدست آوریم بلکه تک رای آنان را نیز از دست دادیم ؟!!!! شاه قلی گفت خلاصه پیامد پاتک خانه به خانه غیر از این نیست . ودر حالی که فرار میکرد گفت : باقی برنامه هایم را در فرصتی مناسبت عرض خواهم کرد..

درود بر گیلانغرب درود بر گیلانغربی  درود بر...(هیاهو و تشویق حضار)

تذکر پایانی :لازم به توضیح است که سخنان فوق توسط شاه قلی قبل ازاعلام اسامی تایید صلاحیت شده ها ایراد شده بود؛ایشان پس از اعلام اسامی تایید صلاحیت شدگان تازه متوجه شد اینقدر سر گرم حرف زدن بوده که فراموش کرده است برای نامزدی در انتخابات ثبت نام کند!!!

/ 2 نظر / 52 بازدید
پرویز

باور کن از شدت خنده داشت پشت سرم می ترکید خداوکیلی دیگر غایب نشو مردم به شادی احتیاج دارند و ثواب داره خنداندن مردم تو این اوضاع و احوال - ممنون از ذوق سرشارتان

صیدی

با سلام جهت شرکت در نظر سنجی کلی انتخابات چهارمین دوره شورای اسلامی شهر گیلانغرب به آدرس زیر مراجعه گردد . www.seidi-salman.ir اطلاع رسانی گردد .