شعر طنز انتخابات ریاست جمهوری - اینبار با سوژه مهندس غرضی

غرضی رو میگم که رو به دوربین جلو می‌آد و زور می‌زنه تا حرف بزنه. خداییش اگر این نبود طنز مان ته کشیده بود . اگه ایشان نبودند اصولا نمی‌شد برنامه مناظره رو تحمل کرد.او که وقتی نطق میکنه صداش کم کم خوفناک میشه اما مجری نمیزاره خوب اوج بگیره تا میره بالا میگه وقت تمومه !او خیلی عصبانیه چون فهمیده جدیش نمی‌گیرن لذا هر کی حرف می‌زنه رو بد نگاه می‌کنه  و نامزدهای دیگر فقط پیش خودشان میگن عجب  تیوش  شه ری   هاتیمنه

حالا این شما و این هم تراوش ذهن این لوطی در مورد جناب آقای غرضی ایدهم الله


غرضی در یزد

این همه آه وفغان را از کجا آورده ای

سینه آتشفشان را از کجا آورده ای

می کنی بحث تورم در جواب هر سئوال

اینهمه علم و توان را از کجا اورده ای

شاه قلی پیش تو لنگ انداخت اندر طنز و جوک

افتخار بی نشان را از کجا آورده ای  

قهرمان قطع ید دولت از جیب فقیر

این تز نو به جهان را از کجا آورده ای

چشم هایت می شود کمی خشن به وقت نطق

تو این سرخی زبان را از کجا اورده ای

دولت ضد تورمت آرزویی است کلان

این آرزوی کلان را از کجا آورده ای

حرف هایت هر کدام نقشی ز رنگهای امید

این همه رنگین کمان را از کجا آورده ای

کردی نفوذ در دل ایرانی صاحب ذوق

تو کلید هفت خوان را از کجا آورده ای  

در میان خیل کاندیدهای واجب الحضور

رای شورای نگهبان از کجا آورده ای

طنز هایت را شنیدم بی غرض ای غرضی

مرحبا این طنز و داستان از کجا آورده ای

 

شاعر : احتمالا مرحوم شاه قلی البته بعد از پیروزی  آقای غرضی خنده

/ 0 نظر / 51 بازدید