درابتدای جهانم ،نگو خداحافظ ........ به انتها برسانم ،نگو خداحافظ ..... زراه آمده ام تشنه سلام توأم .....سلام کن که بمانم ،نگو خداحافظ گل آقای گیلانغرب

گل آقاي گيلانغرب گل آقاي گيلانغرب

< < < < < ! به وبلاگ گل آقاي گيلانغرب خوش آمديد . . . . . هرکي نظر نده الهي کوفتش بشه > > > > > < < < < < ! به وبلاگ گل آقاي گيلانغرب خوش آمديد . . . . . هرکي نظر نده الهي کوفتش بشه > > > > >

گل آقای گیلانغرب
     
 

 

ورده ورده مه دواره بامو گه پیل فره ی هم ها وه لا مو

 
۱۳۸۸/٧/۱۸

نذر  بکه    نیاز  بکه        شاید     دواره         هاتمو

واقم     په ریه     وعلی     فره   بردیه سو      ماتمو

قی ریگه   قیوته  بردمه   کسی  نیی نیودنم   و  چو 

مه نمه   دال  سر   زه یو    وی  شوال   قات    قاتمو

جور هشار هشاره کی  خوم شاردیو مو  له  بن مال

هوس   کرده مه    بامه در      شاید    دواره    هاتمو

 

 
  لینک


 

زمانه به من آموخت

 
۱۳۸٧/۸/٧

آموخته ام : که خنده ، بهترین اسلحه جنگ با زندگی است .

 

آموخته ام : که عشق است که زخم ها را شفا می دهد ، نه زمان .

آموخته ام : که عشق مرکب حرکت است ، نه مقصد حرکت .

آموخته ام : که همیشه برای کسی که نمی توانم به او کمک کنم ، دعا کنم .

آموخته ام : که چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد .

آموخته ام : که مهم بودن است ، ولی خوب بودن از آن مهم تر است .

آموخته ام : که در جستجوی موفقیت و خوشبختی ، زمان تلف شده ای وجود ندارد .

آموخته ام : که چه کار دارم که راهنما کیست ، باید ببینم که راهنمایی چیست .

و بالاخره   : موفقیت تنها یک تعریف دارد ، باور داشتن موفقیت .

 
  لینک


 

پیش بینی سعدی از درد امروز در شعر ساربان

 
۱۳۸٦/۸/٢٤

پیش بینی سعدی از درد امروز در شعر ساربان

راز جاودانگی بسیاری از شعرا از جمله حافظ و سعدی در بیان دردهای مشترک بشری در تمامی اعصار بوده است .برای نمونه در شعر زیر به خوبی شاهد این ادعا هستیم.

«ای ساربان آهسته رو که آرام جانم می رود      و آن دل که با خود داشتم با دلستا نم می رود »

اگر چه سعدی چندین قرن پیش توصیه به رعایت سرعت مجاز وآهسته راندن نموده مع العصف امروزه در بسیاری از جاده های کشور این شعار را بر روی تابلوها می بینیم که «دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است »

در این شعر اشاره سعدی به ساربان در حقیقت اشاره به رانندگان سواری های بین شهری است که معمولاً با سرعت غیر مجاز به جابه جایی مسافر ین مبادرت می ورزند وانگار تماته کردی جابجا می کنند و از ترس دل مسافرین جلوی حلق شان پارک میکند وبه شدت می تپد در این شعر، شاعر مورد نظر که گویی چیز بار ارزشی را به این سواری ها داده است اصرار شدیدی دارد که راننده آهسته حرکت کند تا خدایی نکرده ایجاد سانحه ای باعث از بین رفتن دسترنج او نشود !     

«من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او  گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود »

دراین بیت شاعر به طور ناخودآگاه به نکته ای اشارهمی کند که نشان دهنده این واقعیت است که او خود نیز روزی راننده سواری های بین شهری بوده است و در اثر حادثه دچار شکستگی استخوان شده ودر حالی که می توانست با یک نیش ترمز که خیلی هم پدالش دورازاو نبوده از سرعت خود بکاهد از روی غرور ودر اثر جو حاکم بر فضای ماشین که با پخش صدای بلند آهنگ های کردی متشنج شده وراننده را به سرعت بیشتر ترغیب می کند ، چنین کاری نکرده تا اینکه تصادف بادش را خوابانده است .

« گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون   پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می رود .»

در اینجا شاعر به یکی از معضلات اجتماعی زمانه ما اشاره می کند که همان «مشکل عدم پایبندی اخلاقی و فساد اجتماعی »است افرادی که با نیرنگ و فریب قصد سوء استفاده از جوانان را دارند ، شاعر سعی می کند با پنهان کردن ریش خود( البته فقط در همین حد ، نه مثل جوانان امروز که ابرو را هم بر میدارند )، خود را در قالب فیزیکی یک زن به داخل آن سواری هدایت کرده و در حین نشستن در کناربانوان مستقر در سواری طرح دوستی را پی ریزی کرده و با سوء استفاده از آنها ، ضمن معرفی شان به باندهای قاچاق انسان،  آنها را تا مرز نابودی و انحطاط پیش ببرد . اما این مساله از دید ماموران خبره و زبده پنهان نمی ماند و خون او را در آستانه حرکت سواری برزمین می ریزند

«محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان    کز عشق آن سرو روان گویی روانم می رود ».

در این بیت شاعر سعی دارد محموله ای که احتمالاً حاوی مواد خانمان سوز مخدر است را به راننده بدهد تا در ازای دریافت مبلغی آن را به مقصد برساند .شاعر برای اینکه کسی به او مشکوک نشود از راننده می خواهد که با مسافر ین به نرمی و ملایمت صحبت کند و بر خلاف همیشه از بکار بردن کلمات رکیک همچون فحش خواهر و مادری در صورت امکان خودداری کند ! در مصراع دوم شاعر علاقه شدید خود را به این مواد «زهرماری» که گویی روانگردان نیز هستند نشان داده و قصد دارد مواد روانگردان را در کافه برای مشتریان خاص خود سرو کند (آن سرو روان ) گویی روانم می رود » در این بیت می تواند اسهال ناشی از مسمومیت با مواد روانگردان را به ذهن متبادر کند !

« او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان   دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود »

در مصراع اول دامن کشان اشاره به دامن های کشی و تنگ است که این روزها بحث داغ مبارزه با چنین پوشش هایی در کشور در جریان است شاعر در ادامه ی مصرع «من زهر تنهایی چشان » اشاره به نوشیدن مشروبات الکلی دارد که در مصرع بعدی شاعر که در اثر مصرف این مواد منگ و دوبنگ شده است از فرد مورد نظرمی خواهد که در جستجوی مکان اختصاصی او نباشد چون از طریق ماهواره هم قابل ردیابی نخواهد بود .    

«برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم   چون مجمری پر آتشم کز سر دخانم می رود»

در این بیت شاعر به برگشت نابهنگام همسر خود که سربند علیخانی بر سردارد اشاره می کند که زمانی این بازگشت صورت می گیرد که او بساط عیش و نوشی به پا کرده و با «یاری گل رخسار » سر معاشرت و معاشقت گذاشته است و از قضا منقلی پر آتش ذغال نارنج در محل حادثه موجود می باشد و وی در حال مصرف دخانیات و مواد مخدر بوده است    

«با این همه بیداد او وین عهد بی بنیاد او        در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می رود »

 در اینجا شاعر که متنبه شده است و قصد جبران گذشته را دارد سعی می کند با زبانی چاپلوسانه مخ همسر خود را تریت کرده و با زبان بازی او را بفریبد که مهر او را در سینه دارد

«گفتم بگریم تا ابل چون خر فرو ماند به گل         وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می رود »

 دراین بیت شاعر به جنگ عراق و گرفتار شدن سربازان آمریکایی در باتلاق اشاره می کند . و در مصراع دوم این بیت به بازی « قمار بازی» و از دست رفتن تمام سرمایه خود در این قمار اشاره می کند که اتفاقاً در بین سربازهای آمریکایی هم نیز رایج می باشد !   

«صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من         گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می رود »

در اینجا شاعر به متارکه با همسرش به علت نداشتن کار اشاره می کند و دلیل آن را نبودن کار عنوان می کند که گویا این بیکاری ریشه در همکار سابق او دارد که مدام زیرآب او را می زند .و او اعتقاد دارد که همکارش برای زدن زیرآب او می رود ! 

« در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن     من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود »

در مصراع اول شاعر به جنگ تبلیغاتی و روانی دشمنان اشاره می کند که بلافاصله پس از «در رفتن جان یک نفر از بدن » شروع به شایعه پراکنی و نشر اکاذیب جهت تشویش اذهان عمومی و خصوصی می کنند . اما شاعر در مصراع بعد پرده از واقعیت موجود بر می دارد و به عنوان یک شاهد عینی نحوه قتل را توضیح می دهد که گویا دخالت هیچ شی ء خارجی در آن وجود نداشته است و دیده که مثل سایه جان بی مروت سرش را انداخته پایین ودارد می رود

« سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی وفا          طاقت نمی آرم جفا کار از فغانم می رود »

در این بیت سعدی به مسئله ی کار کارگران افغانی و اخراج افغانی های غیر مجاز اشاره می کند که فرصت های شغلی زیادی را از او گرفته اند . شاعر در اینجا از ادامه شعرگفتن متوقف شده چون ترسیده اگر خطی دیگر بکشد افغانی ها بیایند وبه خیال خط کشی ساختمان پی آن رابکنند ودفتر شعر هزار کوت شود

 
  لینک


 

بحران کمبود توالت های عمومی در گیلانغرب وچند پیشنهاد

 
۱۳۸٦/۸/٢٤

بحران کمبود توالت های عمومی در گیلانغرب وچند پیشنهاد مربوطه

صد بار به این شاه قلی عوام میگویم اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد ، بیا واینقدر دنبال طرح مشکلات بزرگ مثل انرژی هسته ای وجنگ احتمالی با امپریالیسم نباش، آخر سياست و اظهار نظر در مورد آن کار خطر‌ناکی است. از پيتزا و ترخیناو هم خطرناک‌تر است! یه خورده چشم وگوشت را به روی برخی واقعیات شهرمان که ممکنه در نظر اول کوچک بیان بدوز انگار نه انگار که این لوطی از روز ازل دو تا دستگیره قابلمه مانند به نام گوش داشته ، به گوشش نرفت که نرفت حالا قضیه چیست طبق معمول خودم عرض میکنم .

بدون تعارف باید اذعان نمود که کمبود توالت‌های عمومی در گیلانغرب به عنوان دومین شهر مقاوم کشور واقعا خودنمایی می‌کند.عین کشک ور خور مشخص است که سرانه توالت‌های عمومی در گیلانغرب در مقایسه با شهرهای کشورهای پیشرفته و حتی در حال توسعه بسیار پایین است.(من هم تحت تاثیر افکار این عوام همیشه قیاس های بزرگ میکنم )

 البته بنده عنداللزوم از دیگر شهرهای کشور چندان اطلاعی در این رابطه ندارم اما تا آنجا که خود مشاهده یا پرس و جو نمودم، اوضاع در آنها از گیلانغرب هم بدتر است البته در بعضی از شهرهای استان و در داخل ترمینالها میرغضب هایی بخت النصر مانند درب ورودی توالت ها به مشتریان هتاکی وفحاشی هم می نمایندو دفه دفعه  وجارجاری هم نورشان می نمایند که الهی بیوده ژیر ماشینو  و خلاصه بازار نفرین بعد از رفع حاجت بر سر ندادن پول درشت داغ است ! 

 این‌درحالی‌است که مدیریت دو تا توالت‌ عمومی که در ترمینال گیلانغرب احداث شده‌اند نیز بسیار ضعیف است که باعث کمبود فوق‌العاده کاربری مفید آنها شده‌است. (البته اعتراف می‌کنم که توالت عمومی احداث شده در ترمینال، به جهت برخورداری از امکانات دیجیتالی و مدرن مثلا دلقه شر وکارتن به جای شیشه مات یکی از پیشرفته ترین توالت‌های عمومی حتی در سطح دنیا است)

نحوه استفاده از این توالت ها نیز در نوع خود منحصر به فرد است .فی‌المثال چند روز پیش بنده خود شاهد بودم که یک نفر که میخواست از دستشویی استفاده کند مسافران یک مینی بوس را به عنوان ناظر ونگهبان در نقاط سوق الجیشی قرار داد تا کس دیگر در طول حضور سبز ایشان به آن مکان نزدیک نشود (همه این موارد احتیاط واجب ومستحبی از خرابی درها ونداشتن حفاظ است )وبا این قضایا اگر کسی هوس تنفس در آن مکان ممنوعه را مینمود، اگر از رو و روحیه بالاتر و طاقت کمتری برخوردار بودند، باید از میان یک تونل وحشت که آقایان نگهبانی از توالت عمومی تشکیل داده بودند رد می‌شدند و نسبت به رتق و فتق مسئله پیش‌آمده اقدام می‌کردند.

 با توجه به این شرایط، اگر یک مسافر ومهمان این شهر در حین گذر از کوچه‌ها و خیابان‌ها یا سوار بر خودروی خود یا وسایط حمل و نقل عمومی احتیاج به قضای حاجت پیدا کند و سطح این مسئله نیز حالت اورژانسی به خود بگیرد، بسیار بعید است بتواند از این آزمون روسفید و با موفقیت بیرون آید.

فلذا پیشنهاد می‌کنم اگر در گیلانغرب ساکن هستید هنگام خروج از منزل یا محل کارحتما تمام فکر خود را بکنید و اگر کمترین احتمالی درباره اینکه ممکن است در خارج از منزل یا محل کار دچار مشکل بشوید به ذهنتان خطور کرد، از امکانات مکانی که در آن قرار دارید حداکثر استفاده را ببرید؛ در غیر این صورت یا باید خود را از لحاظ روحی و روانی آنقدر تقویت کنید که در صورت بروز مشکل در محلی که فاقد توالت عمومی است، از جسارت کافی برای زدن زنگ منزل یا محل کار دیگران و تقاضای کمک از آنها برخوردار باشید (که البته اظهرالمن‌الشمس است که این روش به علت بافت قبیله ای وانتخاب پسوند برای نام مبارک اشخاص بسیار خطرناک است پس از آن به عنوان آخرین راهکار استفاده کنید) یا اینکه سرنوشت خود را به دست قضا وقدر بسپارید....

امیدوارم دستگاه‌های اجرایی ذیربط و به خصوص مسئولان شهرداری گیلانغرب، با عنایت به این مسئله که معضل احتمالی حاصل از بحران فوق، قطعا در طول زندگی حداقل یکبار هم که شده دامان تمام مردم این شهرستان را گرفته‌است و باز هم می‌گیرد، تمهیدی در رابطه با بحران کمبود توالت‌های عمومی در گیلانغرب بیندیشند تا یحتمل خلق‌اللهی را دعاگوی خود نمایند.

 

 

پی‌نوشت: قابل توجه دوستان عزیزی که احتمالا ایراد می‌گیرند؛ این مطلب به هیچ عنوان طنز نیست، بپذیریم که طرح مشکلات حاد اجتماعی تابع محذوریات روزمره و معمول نیست.

 
  لینک


 

کوروش تو بخواب که مزاحمین تا صبح بیدارند

 
۱۳۸٦/۸/۱۸

کوروش تو بخواب که مزاحمین بیدارند

امروز، ای جماعت راه نجات این است    با دوستان خیانت، با دشمنان تبانی

حقیر که شاه قلی باشم با كاميوني از تجربه و درد،  بدجور خمار دانستنم و مي خواهم بدانم ۱- مگه بين ديوانگي و عاقل بودن بيشتر از يه قدمه! ۲- مگه نيرو تقسیم بر مساحت نميشه هاوار .( اگه )نيرو =فشارهايي كه بر يه آدم عاقل مي‌آد باشه) مساحت را بايد چه قدر بزرگ بگيريم تا هاوار به چوپی کیشان وتللی و فتاح پاشای  تبدیل نشه؟؟؟؟؟ ۳-مي خوام بدونم دل آدم مساحتش چه قدره؟ :گل آقا بهم گفت اين قدر ترشی را خالي نخورما!!!! منیج منیجه و گلکم منیجه   یارم پروردی کوسه حجیجه     آخ له منیجه  بو ناو رین  اچی    وقته گیانکم  بو گیانی درچی  آخ منیج منیجه و...

حالا موضوع چیست که شاه قلی را اینگونه فتیله پیچ کرده ؟ الان خدمتتان عرض می کنم .

متاسفانه چند وقتی است که با نصب باجه های تلفن در سطح خیابانهای شهر معضلات فرهنگی اهالی همیشه در صحنه بیشتر نمایان شده وگاه وبیگاه زنگ تلفن با صدای گوشخراش مزاحمین وفحش وبد وبیراه آنان همراه است .وهیچ کسی هم اقدامی در جهت مقابله با مزاحمین انجام نمی دهد وشاه قلی تنها مبارز این صحنه است که صد البته دست ِ تهی را تنها بر سر می توان کوفت! 

 پر واضح است که  کسی منکر پیشرفت واستفاده از امکانات در جهت رفاه عمومی نیست- مثلا همین الان خدا پدر اين اينترنت رو بيامرزه که من يک لاقبا از اين گوشه دنيا پشت يه کامپيوتر پوکيده دارم پا به پای بی بی سی خبر ميدم! جالبه نه؟- ولی اگر فرهنگ درست استفاده کردن نباشد همین چهار تا قلم امکانات بنجل رفاهی هم میشود سوهان روح واسباب اذیت خلق الله .

بله مدتی است که مزاحمین تلفنی شب وروز و وقت وبی وقت به جان مردم افتاده اند واز به کار بردن کوچکترین جملات غیر اخلاقی تا بزرگترین فحش ها دریغ نمی ورزند که به عنوان نمونه به چند مزاحمت تلفنی از نوع اخلاقی وصرفا از جنبه مزاحمت در نیمه های شب اشاره میشود :

ببخشيد عزيزم كه اين موقع شب مزاحم خوابت شدم خواهش می کنم چون يه سوال مهم برام پيش اومده،بفرمایید ميخواستم بدونم «هواپيما بوق داره»؟ هاهاهاهاهاهاها

لطفا بی مقدمه وسلام وعلیک با صدای پیام های بازرگانی بخوانید :

 

 انواع قبر و سنگ قبر  -  مجهز به عايق صوتي و حرارتي  -  با قابليت تنظيم فشار. تصورش را بکن ساعت سه شب با چشمان خواب آلود خبر از مرگ وسنگ قبر چقدر فرحناک ولذت بخش است .

آقا ببخشید سیم گوشی ما یه خورده بیش از حد درازه بی زحمت از اون جا یه چند متری اونو بکش

 

مجسم کنید ساعت سه شب طرف زنگ زده می فرمایند :حاضری يك معادله جالب برات بگم :در حالی که چشممان را می الفلیقانیم و دمه کاوکی امانمان را بریده می گوییم : بفرما از سن خودت 20 سال كم كن،بله عدد باقيمانده را با 7 جمع كن،کردم اگه عدد زوج بود با 1 جمع كن و اگه عدد فرد بود 1 رو ازش كم كن،آها اگه از رنگ‌هاي تيره خوشت مياد عدد به دست آمده را ضرب در 3 كن و اگه از رنگ‌هاي روشن خوشت مياد ضرب در 3/5 كن،کردم نتيجه نهايي را ولش كن، حال خودت چطوره؟ خاخاخاخاخاخاخاخاخا   بد شکل هم می خندید  

 

حقیرالان مدتیه گیرکردم بین این دوضرب المثل،دارم هنگ میکنم : بالاخره «جواب ابلهان خاموشی است » یا « سکوت علامت رضاست » ؟؟؟ چرا که اگر جواب این ابلهان را ندهی وسکوت کنی جری تر میشوند واگر تیر خراوشان بکنی این زبان صاحب مرده بد عادت میشود ، اما تا آنجا که من میدانم دانا در سکوت فریاد میزند ونادان با فریاد ساکت میشود . 

 

مزاحمین کاری کرده اند همین شاه قلی ،که موجودی است با چند وانت خصلت حسنه ، به سگ نیان گر تبدیل شود واز بس سر به سرش گذاشته اند کف می کٍرٍند و جفتک پرانی از نوع لفظی می نماید و ایشان (زیده عزه شریف) در پاسخ به تماس های مزاحمین مثل بال فرنک زبانش در دهان می چرخد وطرف را تیر خراو می نماید .

اگر چه در قدیم چنین چیزهایی نبود وحافظ وسعدی بدون درد سر اشعارشان را در فضایی مملو از آرامش روحی وزیر نور مهتاب گفتند و زری زنگی یا وقی مزاحمی به گوششان نرفت اما حالا همه چیز به برکت فناوریهای نوین _ قدس سرّه الشریف _ امکان پذیر شده وشب وروز بمباران اطلاعاتی میشویم – تصور کنید طرف شب با روحی آرام وضمیری امیدوار به فضل خدا جهت سحر خیزی ورفتن به سرکار آرامیده ولی جنگ روانی که حتی استکبار جهانی هم در این ساعات شب تعطیلش کرده اند تا صبح علیه ایشان با شدت ایزو 90000 آغاز شود!!! آیا این شخص دیگر دل ودماغ کار کردن دارد. بله شاه قلی که همواره هر چیزی را از همه جهات مورد بررسی قرار می دهد معتقد است که امروز هم مهمترين كار كه بزرگترين خدمت به كشور محسوب مي‌گردد، پيدا كردن پدر براي پديده‌هاي مختلف است. اصلاً چه معني دارد كه چيزي در اين مملكت باشد- حتی مزاحمت تلفنی - و پدر نداشته باشد؟ اصلاً و اصولاً، اصل هويت اين است كه بگرديم و براي همه شئونات ملت پدر پيدا كنيم. واقعاً اگر پدر نباشد، پدر هر چيزي را چه جوري مي‌شود در آورد؟وحالا حقیر به جرئت میگویم که گیلانغرب پدر مزاحمین تلفنی کشور است . بقول شيخ مصلح الدين شيرازي عليه الرحمه كه پدر بوستان و گلستان سعدي است: تو خود حديث مفصل بخوان ازين مجمل!

 

 
  لینک


 

وای اگر گل آقا حکم ......

 
۱۳۸٦/۸/٢

مدتهاست به این شاه قلی عوام می گویم عصر ودوران بدی است نمی شود به چشمانت هم اطمینان کنی ، یه تیم جمع کن (تيم جمع كردن و دسته راه انداختن توي خون ماست) از کوچه های شطرنجی اینترنت به شکل خار (ادا درآوردن سواری با اسب ) عبور کن وبدون آنکه غلا غلا کنی وکسی را متوجه سازی ،یه نوک پا این لینکستان وپیوند های رفقا را یه دیدی بزن ببین کی وفا دار مانده وکی لینکمان را چَقلو بان ساخته به گوشش نرفت که نرفت ، تا دیروز مجبور شدیم حکم وبلاگ گردی ایشان را رسما جلوی چشم های ورقلمبیده اش قرار دهیم ،الحق والانصاف زود دوست ودشمن را برایمان مشخص ساخت . با کمال تعجب دیدیم که جای تاریک لینک وبلاگمان درسایت بعضی از دوستان مزه ی حشره کش دارد . تو نگو به قصد کشت روی لینکمان امشی پاشیده اند، شاه قلی از غصه اینقدر داد کرده بود که باد کرده بود .حق هم داشت خیلی از کسانی که بیخودی از وبلاگ می گفتند وادعا داشتند به یادمان هستند برایمان مشخص شد که این به ياد گل آقا بودن فقط يک تفريح فرهنگی است . آقا خیلی رنج کشیدیم و همچنان که يک سفيد پوست هرگز رنج تبعيض درونی شده يک سياه پوست را نمی تواند بفهمد هیچکس هم رنج ما را نمی تواند درک کند. بله اینگونه بود که چند لحظه بعد صدای انگشتان شاه قلی همچون صدای خارت و خورت ِ موريانه و كرم به گوش می رسید که به شدت لینک دوستان راتار ومار ساخت . همینطور که این عوام داشت لینکهای گروه مافیا را نابود می ساخت زمزمه چارواداری خفیفی هم سر داده بود و وقتی گوشمان را دزدیده زیر دماغش پارک فرمودیم دیدم دارد میخواند که:

جا براي معجزه ديگر نيست

     امشب هواي ابرهه در راه است

و وقت «وقت خيانت است!»

افتصلتان کردمه ابوالفضل

 
  لینک


 

به مادرم بگویید ، دیگر پسر ندارد

 
۱۳۸٦/٧/۱٩

راسته که جلوی ضرر را از هرکجا بگیری منفعته؟

با وجود پیشرفتهای شگرفی که در زمینه های گوناگون دانش و فلسفه نصیب ما شده است باید اقرار کنیم که در تربیت فرزندانمان همچنان غافل مانده ایم ویا آنها را طبق علم روز بار نمی آوریم .در عصر کامپیوتر و فضا و اینترنت دیگر قصه ی کور کچل،کله میروژ، دالان وشالان ،کیسل بو گنی و ....معنایی ندارد واشعاری همچون خدا بیات نیازم   هف ژن اراد بخوازم  یعنی تحریک زود هنگام غریزه جنسی فرزند در ایامی که هزینه عروسی اجازه جم خواردن تا 50 سالگی را نمی دهد. وقتی ادامه می دهد یکی بگلر بگی بو     دیوم حسنای پری بو   یعنی سهمیه بندی بنزین نایدسه ژیر پا وچند گالن بنزین را روی طرف ریختی توجه کردید . شاعر وقتی به خط بعد یعنی : سیم نازار باوان     چارم گِلِگه له داوان  میرسد فرزند را چلیس و نوسن می کند ودر زمانی که میوه با طلا برابری می نماید طفل را بین غریزه وشکم در هوا معلق می گرداند  . بله آنچه امروز برسر جوانان ما آمده ریشه در تربیت دوران کودکی آنان دارد .راه حل شاه قلی برای مبارزه با این بحران فرهنگی توجه به پایه ودوران کودکی و آموزشهای پیش دبستانی است. ( البته این ناکس گاهی يه طرح‌هايی می‌دن كه مرغ آب پز توی ديگ خنده ش مي‌گيره .او خودش متولد 1333 است و حیف وصد حیف که از اولاد آدم علیه الرحمه است والا اگه موبایل بود احتمالا به خاطر روند بودن عددش ، حداقل قیمت خوبی  میکرد اما چون از گونه های انسان است احتمالا میخوره تو سر مال و بزخر میشوند!!! این افاضات هم نتیجه همان تربیت قدیمی است )

از آنجا كه انتقاد بدون پيشنهاد در رديف غرغرهای میمگه جمینه كنيز معروف حاجی باقر شمرده مي‌شود، فلذا در این راستا شاه قلی اعتقاد دارد فکر نکنید امروز چون دومين قدرت نفتي جهان هستیم وبا داشتن كيك زرد در آستانه ساخت بمب اتم ، ديگر نيازي نيست که به کودکانمان توجه کافی کنیم (شاید عده ای فکر کنند که وی این جملات را زیر فشار وردنه همسر مکرمه مینویسد و او را زن ذلیل بدانند .البته این وصله ها به شاه قلی نمی چسبد. وی اگر هم زن ذلیل باشد، تکنیکی است )

علی ایحال شاه قلی معتقد است به عنوان مثال اینکه جوان ما اینهمه شکل غربیها شده که نیروهای خودی به دیده براکوشتی به او نگاه می کنند  ریشه در بد تربیت شدن زمان کودکی دارد که به عنوان نمونه وشاهد مدعا یکی از اشعار کودکی را با هم تجزیه وتحلیل میکنیم تا متوجه شویم که تقصیر نیروی انتظامی نیست که اینگونه با جوانان برخورد میکند ودر واقع مقصر اصلی خودمان بوده ایم که با ندانم کاری تربیتی در واقع آب به آسیاب دشمن واستکبار ریخته ایم ، متاسفانه جریان خزنده‌ای که سالهاست قصد ترویج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبیات و امور تربیتی کشورمان دارد امروز باعث شده کار تربیت فرزندانمان با اختلال مواجه شود. به عنوان مثال به یکی از اشعار مستهجن سالهای اخیر دقت کنید:

شعری که همه تا متولد میشویم به جای اذان واقامه درگوش چپ وراست وبینی وچند جای دیگر بدنمان می خوانند شعر معروف اتل متل توتوله است :

 

اتل متل توتوله

 

اتل، متل، توتوله / گاو حسن چه‌جوره؟

نه شیر داره نه پستون

شیرشو بردن هندستون

یک زن کردی بستون

اسمشو بزار عمقزی / دور کلاش قرمزی

هاچین و واچین / یه پاتو ورچین

 

شعر فوق بنا به ‌دلایل زیر، مورد انتقاد شدید شاه قلی واقع شده وباعث شده شاه رگ مل ایشان یک متر بایدو بان :

1.      عدم رعایت قواعد ادبی: هر انسان بالغی متوجه این مساله می‌شود که دو کلمه توتوله و چه‌جوره هم‌قافیه نیستند و به همین دلیل کل شعر زیر سوال می‌رود.

2.      ترویج فحشا: واژه توتوله با یک کلمه بسیار زشت هم‌قافیه و هموزن است.

3.       وابستگی به اجانب: گاو حسن خواننده را به یاد فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی می‌اندازد و چون مهرجویی از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهیونیزم است به نظر می‌رسد که شاعر این شعر نیز با وی همدست می‌باشد.

4.      بدآموزی: کلمه پستون مصداق کامل بدآموزی بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نیز تحریک احساسات و عواطف و باقی چیزهای ملت همیشه در صحنه می‌شود.

5.       نشر اکاذیب: شاعر می‌گوید گاو حسن شیر ندارد در حالیکه در بیت بعدی از صادرات شیر این گاو به هندوستان حرف می‌زند. گاوی که شیر ندارد چگونه شیرش را به هندوستان صادر می‌کنند؟

6.      بی‌توجهی به منافع ملی: هندوستان در پرونده هسته‌ای کشورمان بارها نامردی کرده است. بنابراین شاعر موظف است به جای صادرات شیر به هندوستان، آن را به برادرانمان در ونزوئلا، فلسطین و لبنان تقدیم کند.

7.      اقدام علیه امنیت ملی: ستاندن یک زن کردی و گذاشتن یک اسم ترکی روی آن (عمقزی)، باعث تحریک قومیتها و اخلال در امنیت ملی می‌شود.

8.      تشویق به بی‌حجابی: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روی سر در حالیکه چادر تنها نوع حجاب محسوب می‌شود، مصداق ترویج بدحجابی است.

علیرغم تمامی ایرادات وارده، از آنجاییکه دغدغه اصلی شاه قلی توجه مردم به اصول تربیتی صحیح واستحاله فرهنگ غلط در فرهنگ اصیل است بدون توجه به هر چیز دیگری و بدون اجازه گرفتن از شاعر شعر فوق تصمیم گرفتند شعر مذکور را با تغییراتی اندک! تصحیح ودر اختیار والدین مکرم قرار دهد:

 

اتل، متل، زباله / گاو قلی باحاله!

هم شیر داره هم آستین

شیرشو بردن فلسطین

بگیر یک زن راستین

اسمشو بزار حکیمه / چادرشم ضخیمه

هاچین و واچین / یه پاتو ورچین! 

بنابراين با این تفاصیل بر قاطبه اهل فرهنگ فرض است كه در حوزه‌ي نفوذ خويش با اين شبیخون های فرهنگی مبارزه مسالمت‌آميز داشته باشند و نزديكان و آشنايان خود را راهنمايي و هدايت نمايند. اينجانب - اگر تعريف از خود نباشد و ريا نشود كه اجرش از بين برود - در طول چند ماه گذشته، كلی وقت گذاشته‌ام ، و این نهضت همچنان ادامه دارد،

در پایان

اگر بارِ گران بوديم، «هستيم!»

وگر نامهربان بوديم، «هستيم!»

 
  لینک


 

اس ام اس های بنزينی

 
۱۳۸٦/٧/۱۸

 

سخت ترین سوال کنکور ۸۶:سهمیه خودرو سواری ۲ گانه سوز دولتی که آمبولانس وانت است و شبها در آژانس کار می کند چند لیتر است؟!!

 

دعاهای جدید: الهی بنزین بگیری،
بنزین به قبرت بباره،
التماس بنزین،
الهی دست به هرچی میزنی بنزین شه،
خدا بنزینت بده جوون

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآيد
همه جور چک نقد مي کنيم

ديگر دستتان آلوده نخواهد شد
مناسب جهت دريافت رشوه، باج و نزول
دستکش شهرام

 

ازمنزلگاه ورود   تاسرآغاز خروج   تنها یک نیم فاصله است.... بیدار باش

 

مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه

 

اگر آمريکا انرژي هسته اي رو از ما بگيره ما هم چند چيزو از چند نفر مي گيريم 1- دريا کنارو از حميرا 2-اصفهان رو از معين 3-وطن رو از داريوش -4 خليج فارس رو از ابي 5- آزادي رو از منصور 6-خديجه رو از سندي 7-آمنه رو از اندي 8- و مهم تر از همه گيتار رو از شماعي زاده

 

سلام . عذر ميخوام که اين وقت شب مزاحم شدم . اخه يه سئوال داشتم که نميشد تا صبح صبر کنم . ايران هر بشکه نفتي که تو بازار جهاني ميفروشه بشکه خاليشو پس مي گيره يا نه؟

 

اگه كسی بهت گفت:
دوستت دارم
میمیرم برات
فدات شم
تمام زندگیمی
زود باور نكن!!!
اگه میخوایی امتحانش كنی.......
بهش بگو:
كارت سوخت رو میدی به من؟؟؟

 

عاقد خطاب به عروس:آیا وکیلم شما را با مهریه 1000 لیتر بنزین و 14 عدد کارت سوخت به عقد دائم آقا محمود در بیاورم؟ . . . عروس رفته ماشینش رو گازسوز کنه.

 

دوستت دارم قد یه بشكه بنزین، خاطرخواتم قد یه پمپ بنزین، روز تولد تو بهترینم، هدیه بهت میدم یه كارت بنزین

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده
بدان بنزین نداره سکته کرده

 

با اغاز سهمیه بندی بنزین شرکت ایران خودرو در فصل تابستان
فروش الاغ را در 1700 مرکز خود بصورت اقساط مادام عمر اغاز کرد

 

هم اكنون نیازمند كارت سوخت شما هستیم.
انجمن حمایت از بی بنزینان ایران

 

برندگان اسکار بنزین

من ترانه 1000 لیتر بنزین دارم - رستگاری قبل از ساعت 12 امشب - رایحه خوش بنزین - ب مثل بنزین -علی بنزینی - بنزینی ها - بازی بنزین - مرد بنزینی - پسر بنزین فروش - دو کارت با یک بنزین- بنزین فصل- می خواهم بنزین بزنم! - دیشب بنزین زدم آیدا- سفر به پمپ بنزین- بازگشت بنزین- از میدون تا پمپ بنزین- دزدان بنزین- سالهای سهمیه بندی 

در راستای طرح سهمیه بندی بنزین ایران خودرو در یک طرح ظربتی تعداد محدودی الاغ را به فروش میرساند :

مشکی متالیک :
۱۱.۰۰۰۰۰۰

دولفینی با جل و چنجر :
۱۲.۰۰۰۰۰۰

سفید جی ال اکس تمام فول :
۱۲.۵۰۰۰۰ 

قوانین استفاده از خر به جای خودرو :

۱: سوار کردن بیش از دو نفر ممنوع

۲: راننده میتواند به دنبال الاغ خود بدود

۳: بستن کمربند در همه معابر اجباری میباشد

۴: زیاد کردن صدای عرعر خر ممنوع

۵: سرعت بیش از ۱۰۰ کیلومتر ممنوع

۶: تردد خرهای بدون شماره ممنوع همه خرها باید شماره ملی باشند

 

 آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا می کرد" کـــــــاش بنزین مرا نیـــــز مهیّــــــــــا می کرد! پمپ بنزین و صف و کارت و منِ پیت به دست... " کــــــاش می آمد و از دور تماشا می کرد

 

فدای وصله های چاک چاکت
مو از شرمندگی گشتم هلاکت

نشد نفتی سرسفره ت بیارُم
نه بنزینی بریزُم توی باکت 

چرا این قدر بنزین دود کردی
محیط زیست را نابود کردی 

بکش حالا جزای کارخود را
محمد را چرا محمود کردی؟ 

نمی گویم که آن یا این بیاور
برای خانه ام آذین بیاور، 

به جای هر دریچه یا چراغی
برایم مهربان! بنزین بیاور 

بنازم همتی با این بلندی
چوکارت سوخت اندرهوشمندی 

چه دولت را چنین فناوری بود
که بنزین را کند سهمیه بندی؟

چنین اوراق منگراین خفن را
زکارت سوختش سود است من را 

الهی خیر بیند از جوونیش
به ما انداخت هرکس این لگن را

الهی غیر خوشحالی نباشه
شعار و حرف پوشالی نباشه 

تموم دورهّ سهمیه بندی
الهی باکتون خالی نباشه

 
  لینک


 

آیا باز هم تاخیر داریم

 
۱۳۸٦/٧/۱٧

چشمان شاه قلی در پی شکار ماه

در چند روز آتی مهمترین مسئله ما ایرانیان، نه انرژی هسته ای و احتمال حمله آمریکا ، و نه بنزین سفر و انتخابات آتی مجلس است، بلکه دیدن کمر باریک ماه شوال وکم نیاوردن در عرصه هلال یابی در رقابت با برادران شیخ نشین است . طبق رویه مرضیه ای که تا کنون داشته ایم، ایّدهُمُ الله تعالی،همیشه صدای قنوت برادران عرب وهمسایگانمان که تنها چند ساعت با ما اختلاف زمانی دارند، باعث گوش تیز کردن دستگاه گوارش و معده واثنا عشرمان میشود که تحملی برایشان باقی نمانده . ( عجب وداع سوزناکی با رمضان داریم ).

بحمدالله و المنه با توجه به اینکه ما در یک عصر ما بعد از مدرن و در یک کشور جلو افتاده زندگی میکنیم، خوانندگان محترم لابد اطلاع دارند که برای ما به عنوان کشور صاحب انرژی هسته ای بسیار ضایع است که همیشه نه چند ساعت بلکه چند روز دیرتر ازعربها که به قول فردوسی:

زشیر شتر خوردن و سوسمار      عرب را به جایی رسیده است کار

که  قمر ببینند پیش تر ز عمو       تفو   بر  چرخه  هسته ای    تفو)  هلال ماه را رویت می کنیم .   

جمعه یا شنبه به میمنت و مبارکی مصادف خواهد بود با عید سعید فطر و  هلال ماه مبارک شوال هم طوعا او کرها (!) باید در یکی  از این دو شب رویت شود ... به همین خاطر ، خیلی ها(که شاید روزه هم نگرفته اند واز روزه دارها بیشتر تنگشان است البته برای دم جیولانن آزاد )  از  حالا  بسیج می شوند برای پیدا کردن هلال مبارک و خجالتی ماه شوال! .  شاه قلی نیز از آن شکارچیان هلال یا هلال یابهای معروف و کار کشته ی روزگار  است  .. بنا به شنیده ها در این روزهای باقی مانده از ماه مبارک رمضان  حتما آب هویچ را  هم به برنامه ی غذایی افطارش اضافه می کند تا در شب موعود چشم و چارش کم کاری نکرده ، به نقص فنی بر نخورد. در مهارت ایشان در رویت هلال  همین بس که آشنایان مشار الیه اعتقاد دارند اگر در و همسایه در هر یک از شبهای دهه ی آخر ماه مبارک رمضان  گیریم شب بیست و هفتم -  بهش رو بیندازند و پایش را به پشت بام بکشانند ،هلال نیافته پایین نمی آید!( اصلاً ماه به او میگه : بیا منو ببین

البته در معرفی بیشتر ایشان باید حقیر هم اضافه کنم که :شاه قلی جزو افراد پير پاتال هاف‌هافو نیست که چیزی بگوید ونتواند انجامش دهد او به این زودیها ريق رحمت را سر نمی كشد شوخي با شاه قلی دل شير مي­خواهد و مغز درازگوش، او گلگير عقب ندارد ووقتی تپ وتوز می کند گردله گیوچان به پا می شود .او روزهای اول رمضان اذعان نمود که جوجه را آخر پاییز می شمارند و مومنان وکسانی که شبهای قدر را درک کرده وبعد از ماه رمضان ودر طول سال پاک وخداترس باقی می مانند را آخر امر باید دید ، وهشدار میدهد من در یک کلام فقط گفته ام جوجه را آخر پاییز می شمارند ولی بعضی از مردم جوجه­های دیگران را هم می شماردند که  اصلاً کار مناسبی نیست او معتقد است دیدن هلال ماه که دیگر قضیه هولوکاست نیست که ملتی به ما معترض شوند پس چرا برای بیان رویت آن هی دست دست می کنیم . وی مصمم است که به قصد رویت هلال ماه شب بیست وهشتم دست به کار خواهد شد و ترس ما از این است که اگر خدایی ناخواسته از نردبان سقوط کند ودر آن حال به وزن 170 کیلویی این مرحوم(عدد 17 بغل 0 جهت آبروداری است ) توجه کافی مبذول گردد، حجم و اندازه ضایعه پیش آمده برای گل آقا (قسمت فوق از ترس خرابکاریهای این تروریست وبلاگ وبه جهت جلب نظر مساعد نامبرده به وبلاگ گل آقاست )بر همگان واضح و مبرهن خواهد شد . وی ضمن هشدار به رقیبان هلال یاب تاکید نموده : حالیتان می کنم که یه من ماست چند من روغن دارد وی که در حال حاضر مثل تراکتور میگازد و میرود و کسی جلودارش نیست قول شرف داده که عید فطر امسال از جمعه قدم پیشتر نگذارد وبرای ادعایش اضافه می کند : پای آبرو وحیثیت ملی در میان است وما که جمعه گذشته به عنوان جمعه آخر ماه و روز قدس راهپیمایی نمودیم قطعاً نمی گذاریم که کارمان به -نیمه نهایی- ببخشید شنبه بکشد . 

 شاه قلی این ژنرال در سایه، با طوع و رغبت اضافه نمود : هلال ماه بقول عرفا از شدت ظهور در حالت اخفا بسر ميبرد و عین کله گنده زیر لحاف می ماند وپیدا کردنش کار شاقی نیست .

باید اضافه کنم ،هر جرقه فکری شاه قلی اولش خيلي مزه مي‌دهد و در‌آن ظرافت وطنز و نکته بینی و الي آخر داله گیژان وموج می زند ، ودرست مثل مصراع اول هر شعري، هديه خدايان است ولی در نهایت غربالی لازم است تا غث و سمین و چاق و لاغر و سره و ناسره این فرمایشات مشخص شود.

علی ایّ حال، ما ملت هزار کار و بار و گرفتاری مهم داریم وسرنوشت یافتن هلال را به همین لوطی مست از باده جوانی می سپاریم .خودمان که فعلاً از بي كفني زير همين ديوار خراب چُرت ميزنيم، تا چه پيش آيد.فقط از آن می ترسیم که اگر هلال را تا یکشنبه هم پیدا نکند بیاید وزیر این همه قولش بزند وبگوید : من فكر نمي‌كنم در خواب هم چنين چرتي زده باشم .

 
  لینک


 

شاه قلی زنده است چون پرشین بلاگ نا کام (نا com ) زنده است

 
۱۳۸٦/٧/۱۳

سلام. به دلیل گرفتاری هایی که داشتم فرصت به روز کردن دروغگویی مدرن از نوع گل آقاییوبلاگ را نیافتم. به هر حال ببخشید!

آمدم چند مطلب کوتاه بنویسم و به این بهانه وبلاگ هم هوایی تازه کند!

1- اگر به روز كردن وبلاگ دير شد، به حساب گرفتاري هاي روزانه بگذاريد، نه بي اعتنايي ام به فضای مجازي خلاصه ما دوباره اومدیم. خواهشا لنگه کفش پرت نکنید که ما برای این دیر آمدن و سرنزدن به بقیه ی وبلاگ ها دلایلی داریم بس محکم!(محکم بسان مشتی که بر دهان استکبار جهانی بی ادب می زنیم!)آری، در این مدت که ما نبودیم، پرشین بلاگ هم نبود.یعنی چون پرشین بلاگ ناکام (نا com )شده بود، ما نبودیم.یا شاید هم برعکس.حالا چندان مهم نیست که چون پرشین بلاگ نبود ما نبودیم یا چون ما نبودیم پرشین بلاگ هم نبود! ( کسی چیزی فهمید؟)2راستش تو این مدت که بحث انرژی هسته ای داغ بود در فکر عاقبت کار داله گیژان می خواردیم به نظر شما این عزیزان ما را سرکار نگذاشته اند؟ قرار بود یک نیروگاه هزارمگاواتی فسقلی که این برق برای یخچال های فامیل شاه قلی در ترشگیبان هم کافی نیست، با کلی رفت و آمد روس ها بعد از چند دهه و کلی مکافات درست بشود، و اول فروردین افتتاح شود، که چون نشده بود، تصمیم گرفتند که طرح مبارزه با بدحجابی را اجرا کنند.ومن شاه قلی را که سری هرزه دارد در پستویی قایم کردم چون اینها از شدت عدم راه اندازی نیروگاه به قدری خشمگین بودند که طرح مبارزه با اراذل را با حرارتی از نوع اتمی اجرا میکردند و تا می آمدیم قباله مرد بودن شاه قلی زا تحویل نماییم چند شکم زایمان هم نموده بود لذا صلاح را در این دیدیم تا فروکش کردن غائله دمش را فرو بندیم (لگامش کنیم )

3- به شما طرفداران این عوام که از ناف حوادث اینترنت دورید و حالیتان نیست باید بگویم نادرشاه هفت سال پادشاه خوبی بود، ملت دوستش داشتند، هفت سال پادشاه بدی بود، پدر مردم را درآورد. گاهی اوقات مسوولان مملکت ما هنوز به یک سال نرسیده به هفت سال دوم نادر می رسند وخلاصه خدمتتان عرض کنم در عرض یک روز به خاطر گاز کشی نامبارک ،خطوط مخابرات مثل دل عاشق بی پول هزار تیکه میشود وکو امکان استفاده از اینترنت

۴-خلاصه موقعی که این وبلاگ را راه انداختیم فکر نمی کردیم تا این حد به آن علاقه مند و وابسته بشویم. این وبلاگ و همینطور دوستان خوبی که در این فضای مجازی پیدا کرده ایم برای ما خیلی عزیز و با ارزش هستند بنابر این بعید می دانم تحت هیچ شرایطی روزی برسد که تصمیم بگیریم اینجا را تعطیل کنیم. ممکن است دیر به دیر آپدیت کنیم، اما می نویسیم . فقط یه خواهش داریم : 

 برای به روز شدن این وبلاگ دعا کنید

اجرتان با صاحب پرشین بلاگ 

 
  لینک

macromediax

نویسندگان وبلاگ محمدرضا ؟

محمدرضا ؟

زیر این وبلاگ زرد مردی بد آئین خفته است ...........یک نفر از مردم دارالمجانین خفته است.......... بی محابا پا منه این سوی ،زیرا شاه قلی.........آنکه صد بار بدتراست از اژدر و مین خفته است


!روي من کليک نکن !

گل آقای گیلانغرب آرشیو وبلاگ مهر ۸۸
آبان ۸٧
آبان ۸٦
مهر ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥

لینک دوستانصدای عدالت در سرپل ذهاب
گیلانغرب شهر عشق است
گیلانغرب من
گیلانغرب ما
تبلیغات اسلامی گیلانغرب
نشریه سرپل زهاب
قصر فرهاد
شیرین فراز کرمانشاه
لوگوی دوستان پرشین وبلاگ

روی ساعت زیر کلیک کنید تا مدت زمان حضور تان در گل آقا را به اطلاعتان برساند

 


افراد آنلاين: نفر

سلام گلم









ای بمیرید یه نظر دادن ساده چقدر کار داره

اگر قصد خداحافظي از شاه قلي را داريد روي لينك زير كليك كنيد تا يك عكس یادگاری از شما داشته باشیم

اینجا

اینجا


رفرش وبلاگ